سلام بعد از یک سال وقفه دوباره برگشتم به مدرسه، اینبار معاونم...
و اومدم برای ثبت خاطرات
چیزی که از معاونت قبلا دیدم فقط اخم و سرزنش کردن و با فریاد بچه ها رو وادار به کاری کردن هست، و خوب منم باید به یه سری وظایفی که دارم برسم! و از طرفی یه طرفه به قاضی رفتن و شرمگین کردن بچه ها تو قاموس من نیست!!!
امروز دوتا بچه اومدن بهم گفتن خانوم فلانی بهم میگه اسکل!(جدا جدا هم اومدن)
می تونستم بگم چُغُلی ممنوع! یا می تونستم کسی که فحش داده رو توبیخ کنم!
راه اول سرزنش بچه ست، راه دوم هم یه جور تشویق کردن بچه ست به اینکه نقش قربانی رو بازی کنه و حمایت بشه و یه بچه ی دیگه سرزنش میشه به هرحال! در هر حال آسيب روانی میبینه بچه...
کاری که کردم این بود که به بچه هه گفتم اگه یه نفر بهت بگه موهات آبیه باور میکنی؟ وقتی خودت میدونی که موهات آبی نیست!!! یا میگی خدا شفاش بده ولش کن بابا...
بهش گفتم هرکی بهت یه حرف اینجوری زد تو که خودت میدونی حرفش درست نیست!
پس توجه نکن! اونکه میبینه اینطوری نمیتونه ناراحتت کنه، خودش بی خیالش میشه...
من اگه الان دعواش کنم فقط یک ساعت درست میشه ،ولی چیزی که من بهت میگم همیشه جواب میده...
این حرفا رو در شرایطی زدم که فقط من و همون دانش آموزی که از توهین ناراحت بود، بودیم...
اون بچه هم قانع شد و رفت دنبال بازی اش...
نمیدونم، این روش برخورد درست بود یا نه ...ولی الان به نظر خودم روش درستی بود...هم با بچه هم دلی کردم، هم قاطع بودم هم تشویقش کردم از خودش مراقبت کنه... هم غیر مستقیم بهش فهموندم که مهم اینه که خودش درمورد خودش چطور فکر میکنه...
برچسب:
نویسنده: متین رجبی